از این حرفها که بگذریم ضرورت ایجاد یک شبکه حسابداری در شرکت ایرانی ما در مالزی امری لازم به نظر می رسید و علیرغم درخواستهای مدیریت این شرکت از secretary ( اینجا به وکلایی که کارهای ثبت و پشتیبانی شرکتهای خارجی را می کنند secretary شرکت می گویند ) جهت ارایه برنامه حسابداری و انجام آن آقای محترم به هر نحو طفره رفت تا سرانجام من تصمیم گرفتم یک نرم افزار خودم پیدا کنم و کاملاً بی ربط و خودسرانه کار کردن با اون رو یاد بگیرم و از رییس محترم بخواهم تمام حسابهای این سازمان کوچک رو به من بده تا ظرف یک هفته حسابها رو مرتب کنیم. امروز که دارم این مطلب را می نویسم خوشحالم که این کار هم تمام شد وبه کمک نرم افزار بسیار خوب و روان icash یکم بیشتر از حسابداری سر در بیارم و به عنوان یک مدیر همه چی بدون و هیچی ندون در دنیای بیزینس امروز سرمون از بابت profit and lost, statements, balances, rates و چیزهای ساده ای مثل اینها کلاه نره. البته این رو هم بگم که یه پیش زمینه ای داشتم وقتی که درس مدیریت مالی برای non-financial management رو دو ترم پیش در دانشگاه پاس کردم ولی این دلیل نمیشه که شما اگر هم از حسابداری چیزی نمی دانید از این نرم افزار جهت نگه داشتن حسابهای شخصی خود استفاده نکنید. خوب این ها همه رو گفتم تا یکم به خودم امیدواری بدم که عمرم تلف نشده است اما قضاوت با شماست.
اینجا جایی است که گاهی اوقات حرفهایم را می نویسم برای شما که حوصله می کنی ، می خوانی و نظر ارزشمندت را برایم می نویسی.
جمعه ۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۰
icash
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)


motmaen bash omret talaf nashode hamintory edame bedehhhhhh)))))))
پاسخحذفببخشید این کجای مالزیاستفاده میشه؟
پاسخحذفاین مطلب اولاً با برچسب دل نوشته ها ثبت شده در ثانی وقتی کسی سوالی درباره مالزی نداره ما هم مجبوریم خاطره تعریف کنیم دیگه
پاسخحذفخاطره قشنگی بود، خیلی احساساتی بود، اما من از اونجا که وسط کویر بودین و باد تند میومد خیلی خوشم نیمد. اخه کی پا میشه میره کویر واسه خوش گذرونی یا خاطرش رو تعریف میکنه؟
پاسخحذفخاطره هاتون را هم دوست داریم .
پاسخحذفحالا کی گفته حتماً باید خاطره احساساتی باشه ، اینم یک مدلشه دیگه ، بعدشم من که قبلاً کفته بودم خاطره نویس خوبی نیستم، تازه من یادم نمیاد ناهار چی خوردم
پاسخحذف