یادم می آید دورانی راکه نوارهایش را در جاهای امن قایم میکردم تا مبادا والدینم بدانند که من آنها را گوش می دهم
بعد ها بیشتر با او خو گرفتم وقتی که در دوران نوجوانی تازه از واژه های عشق و دوست داشتن سر در می آوردم
در دوران دبیرستان قطعه شعرها و دکلمه هایی که در کنسرتهایش می خواند را بهتر می فهمیدم وقتی که هر روز قسمتی از آنها را در روی نیمکتهای مدرسه می دیدم.
در دوران دانشگاه تازه به مفاهیم سیاسی آهنگهایش آشنا می شدم و بسیاری از اوقات تنهایی و دوران هجرت را با او سپری می کردم
در دوران نامزدی و ازدواج آهنگهای عاشقانه اش ورد زبانم بود با آنکه بعضی از آنها مربوط به 30 سال پیش بود
بر روی کارت عروسیم قطعه ای از یکی از آهنگهایش را نوشتم
و شاید برای اولین بار من بوده ام که بروی فیلم عروسیم آهنگی از اورا گذاشتم
و روزی که فرزندم به دنیا آمد اسم او را همنام دخترش بیتا گذاشتم
زمان گذشت و هر روز خاطره ای جدید را با او سر کردم و همین تازگیها بود که عمق مطالب سیاسیش را با درک بهتر از شرایط سرزمینم و آنچه این اواخر گذشت فهمیدم
و سرانجام درست در همین دیشب او را از نزدیک دیدم ، صدایش را با تمام وجود حس کردم وشنیدم ، و سالها خاطراتم را دوباره زنده کردم ، فریاد کشیدم و با او همصدایی کردم ، تا آنچه در دل داشتم را با ترانه های او فریاد کنم.
" داریوش" سلطان صدای ایران
.jpg)
salam dadashi abedam- mage daryoosh malezie?
پاسخحذفسلام حامد جان
پاسخحذفشرح حالی که گفتی برای خیلی هامون آشناست.ممنوم از اینکه اینقدر زیبا نوشتی.
قلم زیبائی داری.
محسن