شنبه ۶ نوامبر ۲۰۱۰

امتحان (قسمت اول)

ساعت روی دیوار ساعت دو نیمه شب رو نشون میده ، فردا صبح من امتحان دارم امتحانی که شاید سرنوشتم رو تغییر بده ، یعنی اصولاً کوچکتربن کارهای ما در زندگیمون هم گاهی باعث تغییر سرنوشتمون میشه. نزدیک به یک ماهه که سعی کردم تمام تلاشم رو بکنم تا بتونم توی این امتحان موفق بشم ، دست از کارهای عادی برداشتم مثلاً همین وبلاگ رو یک ماهه که به روز نکردم و حالا شب امتحان شده ولی وقتی به عقب بر میگردم می بینم اصلاً هیچ کاری نتونستم بکنم ، این دفعه نمی دونم چرا انقدر فرق داره ، چرا نمیتونم بخوابم من که امروز روز ....  










ده روز قبل از امتحان
پاسپورتم یک ماه بود که دست دانشگاه بود برای کنسل کردن ویزای دانشجویی که البته خواه نا خواه خودش تا دو ماهه دیگه کنسل میشد ولی فشار روم بود تا زودتر کنسلش کنم چون تاییدیه ویزای کار خیلی زمان محدودی داشت خلاصه دردسرتون ندم هر روز بعد از ظهر بعد از کار، یک لنگه پا دنبال کنسل کردن این ویزای لعنتی در دفتر مربوطه توی دانشگاه بودم  و حالا بعد از کلنجار رفتن با یک مشت آدم زبان نفهم پاسپورتم تو دستمه ولی  1- فقط تا روز امتحان ویزا دارم و اگه نتونم ویزای کار رو بگیرم باید از کشور خارج بشم 2- اگه پاسپورتم تو دستم نباشه نمیتونم امتحان بدم .

یک هفته قبل از امتحان
الان سه روزه پاسپورتم رو دادم به وکیل شرکت و قول داده امروز بهم بده ولی هر چی زنگ می زنم جواب نمیده .



6 روز قبل از امتحان
این روزها حتی فرصت باز کردن ایمیلهام رو هم ندارم ، نه به خاطر درس ، به خاطر کارهای  شرکت ....

5 روز قبل از امتحان
امروز واقعاً بریده ام ، از صبح توی بانک دنبال کارهای شرکت و حالا هم ساعت 6 بعد از ظهر تو دفتر این وکیله ، کتابمو دستم گرفتم شاید یکم درس بخونم ، تا آقا تشریف بیاره تکلیفه مارو روشن کنه. اینجا هم به جز من هیچ مشتری دیگه ای نیست چند تا خانم هندی هستند با گونی گونی زونکن ، میزهای پر از پرونده . رادیو هم آهنگه هندی پخش میکنه. بوی عود هم همه جای اتاق میاد . من خسته شدم میرم یه هوایی عوض کنم برگردم .  5 دقیقه هم نشد ، انگار همه اینها منتظر بودند من برم بیرون فلنگ رو ببندند. حالا لپ تاپم چی میشه . کتابهام همه زندگیم تو این دفتر خراب شدست و کسی در رو باز نمیکنه.


4 روز قبل از امتحان
از صبح یقه وکیلرو ول نکردم ولی اون زرنگ تر از من بود ، من رو حواله داد به واسطه ای که تو کار درست کردن ویزا و این جور حرفهاست . موبایلشو داد به منو گفت تو ایمیگریشنه، بهش زنگ بزن پاسپورتت دسته این باباست . خلاصه  به قول معروف یک نخود سیاه درست و حسابی. هر چی ما این موبایل آقای نورمن رو گرفتیم . هر چی پیغام گذاشتیم فایده ای نداشت.  حالا ایمیگریشن کجاست ، توی پوترا جایا که تقریباً از کولالامپور یک ساعتی راهه.
همین جا جا داره واقعاً از همه زحماتی که مدیران محترم اینجانب درراستای پیگیری کار من انجام دادند تشکرکنم !!

3 روز قبل از امتحان
وکیل محترم خیلی دلگرمی دادند و گفتند اصلاً ناراحت نباش سیستم ایمیگریشن دان بوده (یعنی اینکه تعطیل بوده ) الان دوباره از امروز راه میوفته. بهش گفتم بابا جان اصلاً من مرخصی می گیرم با این آقای نورمن میرم ایمیگریشن. گفت باشه فردا ساعت 8 صبح برو دفترش اینم آدرسشه.

2 روز قبل از امتحان
دفتر یارو رو با بد بختی پیدا کردم ولی درش بسته بود ، برگشتم دفتر.

2 comments:

  1. سلام
    امتحانت رو حالا چطور دادی؟
    مال من که خوب نشد. شدم 6.5 و دوباره رایتینگم رو خراب کردم (گرفتم 5.5) اما بر عکس همه ریدینگم رو شدم 7.5 که بازم جای شکرش باقیه چون اگه اونو 7.5 نمی گرفتم نمرم دوباره میشد 6 و آبرو ریزی میشد.
    در ضمن ممنون که عکس اتاق منو بدون اجازه گذاشتی. میخواستی آبروی منو ببری خوب اسمم زیرش مینوشتی خیالت رو هم راحت میکردی ;) به هر حال ایشالله تو هم نمره خوبی بگیری و اونی که میخوای بشه. اگه هم نشد دوباره میتونی امتحان بدی.
    موفق و پیروز باشی

    پاسخحذف
  2. سلام
    دوباره تو ما رو ضایع کردی مثلاً من اسم امتحان رو ننوشته بودم تا اگه بازم گفتم امتحان داشتم کسی نفهمه چقدر زبانم ضایع است .
    اما در مورد اتاق ، به خدا اتاق این وکیله با منشیهاش همینجوریه. اگرچه میدونم اتاق تو هم بهتر از این نیست. بعدشم تو رو به خدا دعا کن امتحانم رو قبول بشم چون دیگه حوصله ندارم تو اضطراب باشم . هفته دیگه جوابش میاد ......

    پاسخحذف